ايرج افشار

24

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

از جهان رفت و « ظل » شدش تاريخ * سايه تاريخ آفتاب شده حضرت شاه جنت آرامگاه پادشاهى بود در نهايت شجاعت و سخاوت و فتوت . اطوار حميده و آثار مرضيهء او فوق حدّ الكلام است . اشعار تركى و فارسى بسيار دارد و از آن جمله اين يك ثبت افتاد . . . « 1 » بيستون نالهء زارم چو شنيد از جا شد * كرد فرياد كه فرهاد دگر پيدا شد [ روزگار شاه طهماسب ] ابو المنصور و المظفر شاه طهماسب الحسينى خلف الصدق شاه اسمعيل در شهر ذى حجه موافق نهصد و نوزده هجرى تولد نموده و در روز دوشنبه نوزدهم شهر رجب مطابق سال نهصد و سى بعد از والد بزرگوار بر تخت پادشاهى جلوس فرمودند و تاريخ جلوس را خداوندان سخن چنين يافته‌اند : طهماسب شاه عالم كز نصرت الهى * جا بعد شاه غازى بر تخت زر گرفتى جاى پدر گرفتى كردى جهان مسخر * تاريخ سلطنت شد جاى پدر گرفتى و « بندهء شاه ولايت طهماسب » كه نقش نگين مبارك آن حضرت بود با تاريخ جلوس موافق مىشود . . . . « 2 » [ 14 الف ] در سنهء 984 - مرض مهلك بر جوهر ذات با بركات شاه دين‌پناه عارض شده قهرمان طبيعت كه مدبّر مملكت قالب بود از اصلاح مواد فاسده عاجز گشته روح حيوانى كه حامل قواى جسمانى است از شدت عرض مرض فتور يافت و هرچند اطباء جالينوس نشان به معالجه كوشيدند فايده بر آن مترتب نشد تا آن‌كه شب سه‌شنبه پانزدهم شهر صفر شاهباز روح پرفتوحش به عالم قدس پرواز نمود و فغان و فرياد از نهاد كون‌ومكان برآمده تزلزل در پايهء سكون سبع سمات افتاد . و علامات روز محشر درميان طوايف نوع بشر ظاهر شد . حضرت ميرزا حسابى تاريخ وفات آن پادشاه خداآگاه را از الفاظ پانزدهم شهر صفر استخراج نمود . طهماسب شه آن تاجور دين‌پرور * در نهصد و سى نشست برجاى پدر هشتاد و چهار سال در حكم بزيست * . . . فوتش طلب از پانزدهم شهر رجب « 3 » و عزيز ديگر چنين گفته :

--> ( 1 و 2 ) . جاى دو سه كلمه سفيد ( 3 ) . قافيه غلط ، ظاهرا دو مصراع از دو بيت افتاده .